مرتضى مطهرى

423

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

زنده‌اى هستند ، يعنى دنيا نتوانسته بهتر از آنها بياورد . آنچه قرآن آورده هيئت بطلميوس نيست كه بگوييم نظريهء ديگرى آمد و آن نظريه را نسخ كرد ، نظريهء طبيعيات مبتنى بر عناصر چهارگانه نيست كه بگوييم علم امروز آمد و گفت آن عناصر چهارگانهء شما همه مركّبند و عنصر نيستند و عناصر بيش از اين حرفهاست . خود اسلام زنده است با تكيه‌گاه و مبناى زنده ، پس نقص كار در كجاست ؟ نقص كار در تفكر مسلمين است . يعنى فكر مسلمين ، طرز تلقى مسلمين از اسلام به صورت زنده‌اى نيست ، به صورت مرده است . مثل اين است كه شما بذر زنده‌اى را به شكلى بر خلاف اصول كشاورزى زير خاك كنيد كه اين بذر در زير خاك بماند ولى جوانه نزند ، ريشه‌هايش در زير زمين ندود و عصارهء خاك را نمكد . يا نهالى كه شما مىخواهيد از جايى در جاى ديگر بكاريد ، اين نهال الآن زنده است ، ولى اگر شما آن را وارونه بكاريد يعنى ريشهء اين نهال را بياوريد بالا و سر آن را كه بايد در هوا باشد زير خاك بكنيد ، اين ، هم هست و هم نيست . تعبير لطيفى دارد اميرالمؤمنين على عليه السلام ، آيندهء اسلام و مسلمين را ذكر مىفرمايد : وَ لُبِسَ الْاسْلامُ لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلوباً « 1 » يعنى مردم جامهء اسلام را به تن مىكنند ولى آنچنان كه پوستين را وارونه به تن كنند . پوستين در زمستان براى دفع سرماست . يك وقت پوستين را مىاندازند دور ، لخت و عور در مقابل سرما ظاهر مىشوند . و يك وقت پوستين را مىپوشند اما نه آن طور كه بايد بپوشند ، بلكه قسمت پشم‌دار را بيرون مىگذارند و قسمت پوست را مىپوشند . در اين صورت نه تنها گرما ندارد و بدن را گرم نمىكند ، بلكه به يك صورت مضحك و وحشتناك و مسخره‌اى هم در مىآيد . مىفرمايد : اسلام را مردم چنين خواهند كرد ، هم دارند و هم ندارند . دارند ولى چون آن را وارونه كرده‌اند ، آنچه بايد رو باشد زير است و آنچه بايد در زير قرار بگيرد در رو قرار گرفته است . نتيجه اين است كه اسلام هست اما اسلام بىخاصيت و بىاثر ، اسلامى كه ديگر نمىتواند حرارت بدهد ، نمىتواند حركت و جنبش بدهد ، نمىتواند نيرو بدهد ، نمىتواند بصيرت بدهد ، بلكه مثل يك درخت پژمردهء آفت‌زده‌اى مىشود كه سرِ پا هست اما پژمرده و افسرده ، برگ هم اگر دارد برگهاى

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 107 ، صفحهء 324 .